فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

164

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

امير جوانمرد حمله‌هاى مردانه كرد و اميرزاده على روى هزيمت به جانب قزوين آورد و والده و خزاين در دست امير افتاد . امرا و سران لشكر را در حبس و ( 87 - پ ) قيد آورده ، متوجّه اصفهان شد . چون به حوالى شهر رسيد ، وزير بناگزير به قدم « 1 » استعجال استقبال كرد و هر يك از ايشان به قصد آن ديگر « 2 » مطارحات مىنمودند « 3 » و وزير از امير انديشناك و امير در اهلاك او بىباك ؛ چند روزى در باطن نفاقى و در ظاهر اتّفاقى ورزيدند و امير حاجى بيك به ضبط و محافظت قلعهء طبرك اشتغال نمود و خود با عيال بدانجا « 4 » انتقال كرد . روزى سوار بود با وزير در بالا و زير حصار « 5 » طوفى مىكرد ، عبورش بر در دروازهء قلعه واقع شد ، و سابقا با پسر خود امير كامكار شيخ حسن بيك مواضعه داشت كه چون با وزير در قلعه عبور كند ، اميرزاده فرود آمده ، به رسم ميزبانى ايشان را در قلعه درآورد . شيخ حسن بيك بر حسب مواضعه عمل كرده ، ايشان را در قلعه برد و فى الفور به قيد و اسر شاه سلمان « 6 » امر كرد و بعد از چند روز به قتل آورد و اساس شوكت برافراشت و ملك عراق خود را صافى دانست و دور غدّار را با خود وافى و اللّه هو الديّان الكافى .

--> ( 1 ) . P : قدوم . ( 2 ) . P : آنكه . ( 3 ) . P : مىخواندند . ( 4 ) . F : آن ( 5 ) . F : روزى سوار بود و در بالا و زير با وزير حصار . ( 6 ) . K : سليمان .